𝓜𝓮𝓜𝓮، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره
𝓜𝔂 𝓫𝓻𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻𝓜𝔂 𝓫𝓻𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
شروع وبلاگ نویسیم🪄شروع وبلاگ نویسیم🪄، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره
𝓜𝔂 𝓼𝓲𝓼𝓽𝓮𝓻𝓜𝔂 𝓼𝓲𝓼𝓽𝓮𝓻، تا این لحظه: 3 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

ᴡᴏɴᴅᴇʀ⭑ʟᴀɴᴅ

.ᴛʜᴇʀᴇꜱ ɴᴏᴛʜɪɴɢ ᴛᴏ ꜱᴀʏ

خاطره یه روز بارونی

1400/10/25 13:28
421 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام من چند وقت پیش یه چتر صورتی رنگ که روش طرح پونی داشت خریدم از اون موقع هیچ بارونی نیومد امروز یهو دیدم آسمون ابری شد و ناگهان رعد و برق زد و بارون گرفت منم سریع پالتو و شلوار گرم و کلاه و شال گردن را پوشیدم چترم را هم برداشتم و رفتم پشت بوم خیلی خوب بود هرچند سردم شده بود ولی بازم داشتم خوشحال بودم😂😅

علی هم با چتر جدید اش که سبز بود و طرح بن تن داشت کاپشن پوشید و آمد علی چترش را زمین گذاشت و شروع کرد به بدو بدو کردن و بازی کردن وقتی که وایساد یهو دیدم توی موهاش دونه های سفید هست اولش فکر کردم تگرگه بعد علی سردش شد و رفت پایین بعد یهو باد اومد و چترم را برعکس کرد بعدش دیدم همون دونه های سفیدی که توی موهای علی بود روی زمین و چتر من هم هست ناگهان فهمیدم که تگرگ نبوده بـــــــــرفــــــــــ بوده😲

خیلی خوشحال شدم و شروع کردم به بازی عکساش رو براتون میگذارم

 دونه های سفیدی که توی تصویر مشاهده می کنید همون برف هایی است که من فکر کردم تگرگ است

اینم ابر های سیاه بارونی

اینم من و چترم

تا یه پست دیگه خداحافظ 

پسندها (3)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)


25 دی 00 14:32
پست جدیدمو اومده🤩
ɴᴀᴢᴀɴɪɴ⭑ꜰᴀᴛᴇᴍᴇʜ
پاسخ
حتما نگاه میکنم😉
меliкамеliка
25 دی 00 14:55
مبارکت باشه گلم 😘💖